به عبري نوشت، ولي عربي را هم به همان خوبي ميدانست و با لاتيني و بربري آشنايي داشت. آثار متعددي دربارهٴ دستور زبان نوشت، كه يكي، يعني كتاب اغنيا، منزلت فراوان يافت. آثاري هم دربارهٴ تلمود نوشت كه مهمترينش مقدمهاي است عمومي به نام مدخل تلمود (مبوهَه - تلمود).
ابن جبرول1
سليمان بن يهودا بن جبرول، به عربي ابوايوب سليمان بن يحيي بن جبرول2، در حدود 1021 در مالقه زاده شد؛ در حدود 1058 در بلنسيه درگذشت. فيلسوف يهودي اسپانيايي، ((افلاطون يهود)). نخستين معلم نوافلاطوني مغرب.3 مهمترين آثارش يك محاورهٴ فلسفي است به نام
ينبوعالحياة (ترجمهٴ اين كتاب به لاتيني در 1150 تأثير عميقي در دانز اسكات و فرانسيسكنهاي ديگر به جاي گذاشت)؛ و اصلاحالاخلاق (سرقسطه، 1045) رسالهاي در اخلاقيات، مستقل از معتقدات ديني. تأثير ينبوعالحياة بر اصول مدرسي مسيحي بيش از فلسفهٴ يهود بود.
هزار سال پيش فيلون فلسفهٴ افلاطوني را جهت بخشيده و راه مسيحي شدن و اسلامي شدن آن را هموار ساخته بود. حالا ابن جبرول فلسفهٴ يونان و اسلامي را از نو غربي ميكرد و به اروپا برميگرداند.
فردوسي
ابوالقاسم فردوسي احتمالاً در 932 در طوس خراسان زاده شد و در 1020 - 1021 در همانجا درگذشت. بزرگترين شاعر ايران. او تاريخ اساطيري كشورش را تا زمان تسلط مسلمين، در حماسهٴ عظيم خودش به نام شاهنامه منظوم ساخت. اين منظومه در حدود 975 آغاز شد و در 1010 به پايان رسيد (حدود 60,000 بيت).4 فردوسي را ميتوان دانتهٴ ايران خواند، و در بررسي خود بايستي او را در همان جهات دانته مورد مطالعه قرار دهيم. منظومهٴ وي آيينهٴ تابناك زمان اوست و شامل معلومات گرانبهايي است راجع به نژادشناسي، فنآوريهاي اوليه و اختراعات گوناگون (شطرنج، ابزارهاي خودكار، صنعت ابريشم و غيره).